طول مطالعه: 5 دقیقه

اگر چه هنوز نوعی غفلت و کمتوجهی به امر ورزش و مباحث پیرامون آن در رشته روابط بینالملل دیده میشود، و البته چنین غفلتی بهویژه در دورهی تسلط پارادایم خردگرایی در روابط بینالملل بیشتر مشاهده میشد، ولی در مجموع در سالیان اخیر زمینهی بهتری برای توجه بیشتر به ارتباط بین ورزش و روابط بینالملل دیده میشود که این مقاله نیز در چنین بستری اهداف خود را دنبال میکند. بهطور نمونه اگر تصمیم گرفته میشود که تیمهای ورزشی بین دو کشور متخاصم با هم مسابقه بدهند این امر نهایتاً در اختیار تصمیمگیران سیاسی است و همانها هستند که دیپلماتهایشان را مامور میکنند در پس چنین مبادلاتی گفتوگوها را آغاز یا ادامه دهند.

اپل واچ نسل
دیپلماسی انگلستان در حدود دو دههی اخیر در کسب میزبانی المپیک نمونه مهمی از نقشآفرینی دولتمردان در این زمینه است.(لورمور و بودر،۱۳۹۱: ۱۲۹-۱۵۱) اهمیت برگزاری المپیک آنقدر بالاست که کل دستگاه دولت برای کسب میزبانی وارد عمل میشود. صحنه ورزش جایی است که برخی کشورها میتوانند از حاشیه به متن بیایند یعنی همان خواستهای که بسیاری از دولتهای درحال توسعه و در حاشیه مدتها دنبال آن بودهاند. المپیک همواره صحنه باشکوهی برای کسب افتخار و پرستیژ برای کشورها بوده است.

قرعه کشی خودرو 1401

اما شعار همیشگی کمیته بینالمللی المپیک و دیگر سازمانهای غیرحکومتی متولی ورزش آن است که سیاست در ورزش مداخله نداشته باشد، و دولتها پایشان را از این صحنه بیرون بکشند. میتوانند بزرگ شود.(گرهارت،۱۳۸۳: ۴۰) تلاش و رقابت کشورها برای موفقیت در جام جهانی فوتبال و کسب مقام اول چنان شدید و پرهزینه بوده است که برخی مواقع از آن به یک جنگ جهانی تعبیر میشود، جنگ جهانی دیگری که در عرصه ورزش بین قدرتهای اصلی این رشته انجام میگیرد و پیروزی هر یک افتخاری بسیار بزرگ قلمداد میشود.

بهطور نمونه از همین مسابقات اخیر جام جهانی فوتبال، کشور برزیل که یکی از نمونههای موفق در پیشبرد توسعه در چند دههی اخیر شناخته میشود استفادههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراوانی کرد اگرچه تیم فوتبال آن موفقیتی در آن کسب نکرد. اما بهنظر میرسد که در مورد ارتباط ورزش و روابط بینالملل حساسیتهای اینچنینی وجود نداشته باشد. در این زمینه میتوان به نمونههای بسیاری اشاره کرد ولی بدون تردید رقابت شدید و بسیار نزدیک ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد برای قرار گرفتن در جایگاه اول که جنبه دیگری از رقابت نفسگیرشان در نظام دوقطبی بود(, 2011)، تلاش چشمگیر چین برای ارتقای جایگاه خود در میان کشورهای شرکت کننده در المپیک و رشد تدریجی آن که بهنوعی منعکسکننده بهبود سطح توسعه این کشور و ارتقای جایگاه آن در نظام بینالملل بوده (که نهایتاً در المپیک پکن 2008 توانستند در کشور خود به جایگاه برتر دستیابند)، و یا تلاش و رقابت شدید کشورهایی مانند آلمان، ژاپن، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا برای قرار گرفتن در میان 10 کشور نخست و حفظ و ارتقای جایگاه خود که بهنوعی نمایشگر سطح بالای توسعه آنها و جایگاه آنها در میان قدرتهای بزرگ و تاثیرگذار بوده است، از جمله صحنههای برتر رقابت برای کسب افتخار، اعتبار و پرستیژ میباشد.

زلنسکی بازیکن فوتبال
المپیک چنین قابلیت بالایی را دارد و بهخاطر همین است که برخی معتقدند از آن میتوان در اشاعه دیدگاه بینالمللگرایی صلحطلبی بهخوبی سود جست. البته برخی معتقدند که نباید در تاثیرگذاری ورزش زیاد هم مبالغه کرد. البته همانگونه که ورزش میتواند در تحکیم هویت ملی و پیشرفت ملتسازی در دولتهای مختلف تاثیر مثبتی داشته باشد، در مقابل میتواند در خدمت برخی خرده هویتها و گروههای قومی بهویژه آنهایی که بهدنبال ترسیم سرنوشت مجزا برای خود هستند نیز قرار گیرد. ورزش نقش مهمی در برساخته شدن ملتها، دولتهای ملی و هویتهای ملی دارد.(2011, ) این در واقع یکی از مهمترین کارکردهای ورزش در روابط بینالملل قلمداد میشود و محققان از زوایای مختلف به مطالعه آن پرداختهاند.

بندیکت اندرسون در اثر مشهور خود «جامعه تصوری» (1991) بر این اعتقاد است که «سرمایهداری چاپی»، گسترش و توسعه آگاهی ملی را ممکن ساخت. گردشگری ورزشی بالغ بر ۲ یا 5/2 درصد از عایدات گردشگری را در بریتیش کلمبیا بهخود اختصاص میدهد. در برخی موارد این کارکرد را میتوان در زمینهی مدیریت و کنترل تنشها و آشوبهای قومی و قبیلهای نیز مدنظر قرار داد. در اکتبر 1997، سازمانی بهنام «جست و جوی زمینهی مشترک» که در سال 1982 در واشنگتن با هدف ارتقای تعاملات شهروندان تاسیس شد به پیشنهاد بروس لینگن(از مقامات عالیرتبهای که در سال 1979 در ایران به گروگان گرفته شده بود) توجه نشان دارد.

موفقیت در ورزش خصوصاً رشتههای گروهی نیازمند همکاری و داشتن برنامهریزی و نظم بالاست و همین خود نقش آموزشی مهمی برای افراد دارد. بهطور نمونه کشور آفریقای جنوبی که برای سالیان متمادی با مسئله آپارتاید درگیر بوده و چند دهه است که تلاش میکند روند ملتسازی خود را تقویت و تحکیم ببخشد، از فوتبال بهویژه با میزبانی جام جهانی در سال 2010به خوبی در این زمینه سود برده است. را در کانون توجه خود قرار میدهد، شایسته است که به چنین مقولهای که در قالب علایق مطایبهجویانه و ملاعبهجویانه بشر قرار دارد بپردازد؟

بدون تردید جا دارد که در رشته روابط بینالملل در قالب مطالعه نقش بازیگران بینالمللی به نقش این بازیگران جدید نیز بیشتر توجه شود. بدینگونه است که نمیتوان از اهمیت بعد تجاری ورزش در اقتصاد سیاسی بینالملل غفلت کرد. چهار سال بعد در المپیک 1984 لسآنجلس نیز اتحاد جماهیر شوروی بههمراه 14 کشور بلوک شرق(از جمله آلمان شرقی و کوبا) این مسابقات را تحریم کرده و بدینگونه به اقدام کشورهای غربی پاسخ دادند.​​​​​.

ابرتورم جهانی توریسم ورزشی در یک تعریف مختصر، ترکیب مسافرت و فعالیتهای ورزشی است. بدون تردید یکی از حوزههای موضوعی ارتباط ورزش و روابط بینالملل، دیپلماسی ورزشی است. در صحنههایی مانند المپیک نمایندگان کشورهای مختلف در قالب قهرمانان ورزشی به رقابت با هم پرداخته و میلیونها انسان نیز از طریق گیرندههای تلوزیونی یا رادیویی و یا دیگر رسانههای جمعی این مسابقات را دنبال میکنند. اگرچه میگویند و میخواهند که ورزش از سیاست جدا باشد ولی در واقعیت چنین نیست.

بورس استانی ایتالیا
ورزش بهویژه در قالب رقابتهای جهانی پرطرفدار از ظرفیت بسیار بالای تبلیغی برخوردار بوده و میتوان از آن در جهت اشاعه فرهنگ صلح و دوستی استفاده کرد. معمولاً به کشورهای تعلق میگیرد که از نظر توسعه نیز در وضعیت بهتری قرار دارند. برتری ایران بر ایالات متحده در جام جهانی فوتبال 1998 فرانسه یا بازی خوب در مقابل آرژانتین در 2014 برزیل از این دست پیروزیها قلمداد میشود. طبیعتاً توسعه محدود به رشد اقتصادی نمیشود و تاثیر بارز ورزش را میتوان بر توسعه فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی جوامع نیز بهوضوح دید.

ورزش با سیاست ارتباط دو سویه و متقابل داشته و کسی نیز نمیتواند منکر این باشد. بهطور نمونه موفقیت در صحنههای مختلف ورزش برای فلسطین چنین تعبیری دارد. چنین موضوعی در قالب نمونههای مختلف قابل طرح است.

آخرین بروزرسانی در: